روزی یکی از مجلات سراسری پرونده ای رفته بود از دریاچه اورمیه. در آن از زوایای مختلف به بحران زیست محیطی این دریاچه پرداخته و آخر سر سراغ نماینده اورمیه رفته و از او در مورد چاره کار پرسیده بود.

نماینده محترم هم در پاسخ گفته بود:«چاره ای نداریم باید بنشینیم و خشک شدنش را ببینیم».

خبرنگار مربوطه پرسیده بود:«یعنی هیچ کاری از دستمان برنمی آید؟»

آقای نماینده هم گفته بود:«چرا؛ دعا. باید دعا کنیم خشک نشود»

وضعیت این روزهای حوزه فرهنگ و هنر این کشور چیزی شبیه به دریاچه در حال خشک شدن اورمیه است. از ما خبرنگارجماعت هم کاری برنمی آید جز اینکه بنشینیم و دعا کنیم.

از همه دوستانی که این پست را می خوانند درخواست دارم دستهایشان را روبه آسمان بلند کنند و همراه من آمین بگویند.

-خدایا! اهالی فرهنگ و هنر را از غربت بیرون بیاور!

-ای خدا! کاری کن تا آنها که لایقند در جاهایی که مخصوص خودشان است به کار گرفته شوند!

-خدایا! می دانم سخت است ولی برای تو کاری ندارد،کاری کن ارزش اصحاب فرهنگ در جامعه قدر ببینند!

-خدای من! این جماعت را از وابستگی های مادی به تجملات دنیوی بی بهره گردان!

-نان شان خدایا! مبادا نانشان را ببری، زندگی شان سخت می گذرد.

-به مردم ما بفهمان هنرمندان و اصحاب فرهنگ دلسوز جامعه اند نا سربار آن.

-طول عمرشان عطا کن اما نه اینکه غوطه بخورند در زندگی باذلت.

-سیاستمداران ما را با هنرمندان مان آشتی بده! اینها توقعی ندارندبه خدا!

-به همه آنها که نمی فهمند بفهمان که قلم و اثر یک هنرمند جوهره وجودی و شناسنامه و هویت اوست، ارزان سودایش نکنند!

-خدای من! یادشان بده که اصحاب فرهنگ و هنر عتیقه نیستند که بروند کنج موزه، عکس نیستند که قاب شوند،لال نیستند، زبان دارند، گوش دارند،ذهن دارند، احساس... بابا آدمیزادند! به باورشان برسان!

-پاهایشان را از روی شانه هایشان بردارند، قرار نیست به بهانه شندرغاز همه عمر سواری بدهند!

-یک سیستمی، نرم افزاری چیزی طراحی کن تا اتوماتیک وار جایگاه و ارزش هرکسی بسته به استعداد و ظرفیتش تعریف و تعیین شود و مناقشه برنیانگیزاند!

-عاقبت ملت ما و مملکت ما را در صورت اینکه مصلحت دانستی و دعاهیمان را مستجاب نکردی خودت ختم به خیر بگردان!

آمین یا رب العالمین!