مردم کره شمالی عادت کرده اند هرروز صبح که لباس نظامی به تن می کنند ومیروند سر کار یک سری آیین های رژه نظامی را به جا بیاورند. چشم بادامی ها این عادتها را با فراغ بال به جا می آورند و هیچ گله ای هم از کسی ندارند.

آنقدر از زمان آخرین اقدام آزادانه یا حرف آزادانه در این کشور گذشته که مردم کلا با واژه ای بنام «آزادی» بیگانه اند.

تقریبا ثابت شده که سلب آزادی، سبب روزمرگی است و روزمرگی کره ای ها همچون رژه و آئین های نظامی یک نمونه از نابودی آزادی در این کشور است. امری که به عادت تبدیل شده.

وقتی نشستم روی ویلچر تا بروم به اتاق عمل تا دم در آسانسور که همراهانم دنبالم بودند همه چیز عادی بود. ولی از آن بعداز ظهر مرطوب بارانی در چهارشنبه بیست و ششم خرداد که به همراه یک نیروی خدماتی وارد آسانسور شدم تا امروز که غرق در روزمرگی ام بیشتر به عمق و معنای آزادی پی می برم.

خواب، قرص، دست به آب، تعویض پانسمان، غذاهای رژیمی، کتاب، تلگرام، فوتبال جام ملتها و ... تقریبا 10- 12 روز اخیرم صرف این روزمرگی ها شده. روزمرگیهایی ناشی از جراحی رباط صلیبی و مینیسک پای چپم. زخمی که از 3 سال پیش نگهش داشته بودم ولی دیگر کارد به استخوان رسید و زمینگیرم کرد...