اینترنتم را ازم نگیر!
هرحکومتی می تواند هرنوع برخوردی که خواست با ناملایمتی ها و ناامنیهای درونی و بیرونی اش بکند؛ کسی هم منکر این موضوع نیست. اصلا این وبلاگ و صاحب این قلم در حد و ظرفیت فکری ای نیست که بخواهد برای حکومت تعیین تکلیف کند که چه روشی خوب است و چه روشی بد.
شده تا حالا زمین و زمان دست به دست هم بدهند تا کاری مطابق میل شما پیش نرود؟ تصور کنید صبح، سر کار، ناگهان یادتان می آید که فیش موبایلتان را واریز نکرده اید، تلفن منزلتان از طرف مخابرات اخطار قطعی خورده، مامور برق آمده درخانه تان و می خواهد انشعابتان را ببندد و هزار التماس و اصرارشما که به پیر، به پیغمبر، فیش دستمان نرسیده هم به جایی نرسد، تازه بعد از کلی دوندگی دنبال این کارها، یادت بیاید که امروز باید شماره جدید نشریه را روانه بازار کنی، از طرفی، مطالب و خبرهای سایت را هم خیلی وقت است آپ نکرده ای، شلوغی خیابانها هم که امروز کلا عبور و مرورت را مختل کرده و کلهم انگار دنیا تعطیل است و فقط طلبکارها و فیش ها و اجاره خانه هاست که سرموقع باید وصول شوند و تنها موضوع منظم این مملکت است!
اینها را داشته باشید در کنار تفکر عجیب و غریبی که فکر می کند هر تقی به توقی خورد باید کلیه مجاری تنفسی مملکت را بست. روی سخنم با کسانیکه فکر می کنند هر حرکتی و اعتراضی و مورد شبه امنیتی که پیش آمد اول باید شیرفلکه اینترنت را بست!
آنهم در کشوری که سرعت اینترنت به تازگی با دو پله صعود از آخر سوم شده! اینترنت که می گویم لطفا خیلی ها حواسشان به چت و گیم آنلاین و وبلاگ بازی و فیس بوک بازی نرود، آخر این مملکت یکی دوسال است دارد مثلا ادای دولت الکترونیک را درمی آورد، در این عبارتی که عرض شد، خیلی نکته هاست، پرداخت قبوض، انجام کلیه عملیات بانکی، کاهش بار ترافیکی، ثبت نام دانشگاه، اطلاع از آخرین وضعیت تحصیلی بدون مراجعه، اطلاع از آخرین وضعیت خیلی جاها و خیلی چیزها که قبلا باید به آنها مراجعه می کردیم و... در نهایت اطلاع رسانی که این روزها بی ارزش ترین و مزاحم(!)ترین مقوله ای است از دیدگاه بعضی ها.
روی سخنم با آقایان و حضرات و حاج آقایان و برادرهایی است که وقتی می خواهند در جلسات محرمانه شان درباره کنترل وضعیت عمومی و امنیت جامعه گزارش بدهند، از قطع و اختلال اینترنت با افتخار حرف می زنند و آنرا بخشی از عملکردشان قلمداد می کنند.
باور بفرمایید قطعی اینترنت نشانه عقب افتادگی ماست، خیلی طول کشید و زمان از دست دادیم تا برسیم به نکته ای که ضبط صوت و تلویزیون و ویدئو و دی وی دی و ... را حلال کنیم و برای این زمانهایی که از دست دادیم تاوان زیادی داریم می دهیم. درست مثل تاخیری که در ساخت و تجهیز نیروگاه اتمی مان دارد بر سرمان می آید، تاخیر در عمران و آبادی و استاندارد سازی جاده ها متوجه مان می شود و تاخیر در یافتن فرصتهای سودآوری که دیگر دولتها و کشورها، حتی به لحاظ فرهنگی و قدمت، عقب مانده تر از ما، دارند آنها را با سرعت می پیمایند.
می دانیم همه شماهایی که پشت میزهای سیاستگزاری برای این مردم بیچاره نشسته اید، همه فن حریفید و علامه، اما این سخن برادر کوچکتان را باور کنید که اینترنت «همه» تهدیدات امنیتی جامعه ما نیست،شاید استفاده نادرست از آن بخشی از این تهدیدها را تامین کند، همچنانکه سخن نسنجیده، دفاع بد، سیاست غلط، حرف دروغ، ساده لوحی و اغفال و غفلت نیز به همان اندازه و شاید بیشتر از آن برای جامعه ما تهدید باشند.
یکروز می رسیم به جایی که بنشینیم و از خاطرات قطع اینترنت در کشور بگوییم و دورهمی بخندیم و خوش باشیم.
روزنامه نگاری در روزگاری که من زندگی می کنم خیلی سخت است.باید ببینی و ننویسی،باید دلت به تنگ آید و دم برنیاوری،باید اشکت بجوشد و نگذاری جاری شود،همه تلخیها را بچشی و نچشانی و ...