ما آدمها برای هرچیز راه حل داریم. دکترها در دانشکده ها علاج هرمرضی را یاد می گیرند. برای وضعیت بد جوی راه حل داریم. مدیران اجرایی در مواقع بحرانی اتاق بحران و عملیات دارند که آنجا برای همه چیز تدبیری اندیشیده شده. وقتی لای کتاب را باز می کنی برای هرسوالی جوابی هست. فضای مجازی و دائره المعارف های اینترنتی هیچ استفهامی را دست خالی برنمی گردانند.
در روزنامه ها و مجلات راه حل های فائق آمدن بر مشکلات خانوادگی و زندگی زناشویی آمده. این سبک زندگی هایی که چندسالی است مد شده هم شسته رفته و تروتمیز دارند همه مبانی زندگی را به خلق الله آموزش می دهند.
من حرفم این است؛ مشکل کجاست واقعا؟ چرا هیچ چیز سرجای خودش نیست؟ اگر بشر برای همه چیز نسخه ای دارد، پس اینهمه کار روی زمین مانده و درماندگی آدمها برای چیست؟