شعری از سایه
حبسیه(7)- دوازدهم مرداد 92- ساعت 22 و 20 دقیقه
شعری از هوشنگ ابتهاج(سایه) را امروز در حالیکه لم داده بودم روی تخت و پشتم به میله های پنجره بود به صورت تصادفی از یکی از شبکه های تلویزیون شنیدم. خلاصه حال امروزم بود:زسرنوشت چمن دل به درد می آید
ببند پنجره را باد سرد می آید
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 0:0 توسط حامد عطائی
|
روزنامه نگاری در روزگاری که من زندگی می کنم خیلی سخت است.باید ببینی و ننویسی،باید دلت به تنگ آید و دم برنیاوری،باید اشکت بجوشد و نگذاری جاری شود،همه تلخیها را بچشی و نچشانی و ...