انگار به یک رسم بدل شده. هرکی در فامیل بچه به دنیا می آورد نسبتش را با من می سنجند. اینکه ابروهایش شبیه من است، چشمهایش، دماغش و یا خلقیاتش.
مادرم همیشه خدا یک پای این بحث هاست که :« آره شبیه است اما...»
چند روز دیگر تولد یک سالگی «رضا» خواهرزاده ام است. دخترکوچکم « نازلی »دارد چهارماهه می شود. دختر بزرگم «ماهنی» تیرماه امسال هشت سالش تمام می شود. این سه تا نوه برای مادربزرگ مثل نور دیده عزیزند و جایگاهشان محفوظ. اما مادرم همیشه موقع تشبیه نوه ها به من یک «اما»ی قابل تامل دارد. مادرم همیشه می گوید: « کسی مثل حامدِ من محاله دیگه به دنیا بیاید».
هیچ کسی برای مادرها پسرشان نمی شود. هیچ کس و هیچ چیز هم جای مادر را نمی گیرد.
روز مادر نزدیک بود. این چند سطر را نوشتم برای ادای دین به مادر رنج کشیده ام.
روزت مبارک تنها مرد زندگی ام!