ممنون که آمین گفتید
ظهر امروز نازلی کوچولو از بیمارستان مرخص شد و به آغوش من و مادرش و البته خانه بازگشت. می دانم نخواهم توانست شکر خدا را بابت این محبتش به جا آورم فقط از همه کسانیکه دعا کردند و در پست قبلی امضایشان را گذاشتند، کسانیکه دعا کردند و امضایشان را نگذاشتند، کسانیکه دعا کردند و امضایشان را گذاشتند و درخواست کردند منتشر نشود و حتی کسانیکه دعا کردند و امضایشان را نگذاشتند و از همه مهمتر دعای پدر گناهکار سراپا تقصیرش را آمین گفتند سپاسگزارم و برای همه شان سلامتی آرزو می کنم و دعا می کنم خدا دعاهایشان را مستجاب کند.
امروز که داشتم بچه در بغل از بخش اطفال بیمارستان مطهری اورمیه بیرون می آمدم با بغضی در گلو سرم را به آسمان دوختم و از خدا خواستم چشم هیچ پدری را از پشت شیشه به معصومیت فرزندش ندوزد؛ من می دانم اینجور جاها پدرها چه حالی می شوند. همه بگویید آمین!
روزنامه نگاری در روزگاری که من زندگی می کنم خیلی سخت است.باید ببینی و ننویسی،باید دلت به تنگ آید و دم برنیاوری،باید اشکت بجوشد و نگذاری جاری شود،همه تلخیها را بچشی و نچشانی و ...