پزشک گفته بود همان بهتر که دیوانه شده شما انتظار داشتی مغزش بترکد؟
این جمله در مورد «فردریش ویلهلم نیچه» زده شد. آدمی که اواخر عمرش دیوانه شد و همه را از دانسته ها و در دل مانده هایش انگشت به هان گذاشت. نیچه به نظرم دو راه بیشتر نداشت، یا باید همین طور دیوانه می شد و یا زیر یکسری چیزهای مردم روزگارش نفله! خدا را شکر همان اولی را شد و عمرش کفاف نداد تا مثل امروز هر شیرپاک خورده ای( که طبیعتا دهانش بوی شیر می دهد) بیاید و فکر و اندیشه و فلسفه اش را نقد کند.
می گویند سیاستمدارها منش و سلوکشان لایه لایه است. آن چیزی را که مردم در سطح می بینند نه آن نیت واقعی شان است و نه قرار است مطابق ظرفیت و محدوده ذهنی عوام حرکت کنند. از این روست که آنچه را که خود می کنند را فقط خودشان می فهمند و عده ای معدود از خواص و نخبگان.
در این میان تکلیف آنهاکه می دانند هم روشن است. دو حالت دارد: یا دیوانه می شوی، یا تکفیر!
خدا کند عمر هیچکدام از آنهایی که می فهمند به تکفیر معاصرینشان نکشد. یعنی اینجور نباشد که در قید حیات یک عده بیایند و بخواهند زحمت تکفیرش را بکشند چون ممکن است...
خدا کند دیوانه شوند.
خدا کند دیوانه شوم!