شخصیت و جایگاه همکاران مطبوعاتی برای ما خط قرمز است، درست؛ دوست نداریم در این بلبشو که کتک خوری خبرنگار جماعت ملس شده و دیوارمان از دیواره ته چاه فاضلاب کوتاه تر است بیفتیم به جان هم، درست؛نباید پیش هرکس و ناکس ایرادهای همکارها را نمایان کرد و آبرویش را برد هم درست؛ اما این دلیل نمی شود دسترنج و سوی چشم همکاری که تا پاسی از بامداد می نشیند و تولید محتوای فرهنگی می کند برای چندرغاز حق خبر یا حق التحریر ناچیز برباد برود. خواهرم، برادرم، خبرنگار عزیز، استاد من، سرور ارجمند! نکن این کار را، به فکر و قلم هم صنفانت و همکارانت خیانت نکن، باور کن اینی که خبر یا عکسی را برمی داری و بدون منبع در روزنامه ات چاپ می کنی یا با آرم و نام خودت روی خروجی خبرگزاری ات می فرستی و بعد تماس می گیری و می فرمایی:« گفتم خبرتون بکنم بعدا ناراحت نشین» روح و اعصابم را خراش می دهد. دوست ندارم هویت فکری و آفریده ذهنی ام را به نام مبارک خودت سند بزنی، پولت را هم به رخ من نکش، ما اگر قرار بود با خبرنویسی نان بخوریم حالا یک کسی شده بودیم برای خودمان.


دیگر کاسه صبرم لبریز شده، باور کنید این بار هیچ قاعده و ترتیب و حق سلامی را رعایت نخواهم کرد. هرچه از دستم برآید در موردتان کوتاهی نخواهم کرد. می ترسم خدا این موهبتی را که به ما داده با عدم دفاع از ساحتش بگیرد و به روز سیاهمان بنشاند.

نکنید این کارها را خوبیت ندارد. از ما گفتن بود، بعد گلایه نکنید!